فطرت و فطریات ادراکی در حکمت صدرایی
21 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
چکیده فطرت و شناخت آن، همواره از دغدغه های اندیشمندان بشر بوده است و از مباحث مهم مورد توجه ادیان بویژه اسلام بوده است. راز آن هم، گره خوردن آن، با رازآلودترین مساله هستی؛ یعنی روح و نفس آدمی بعنوان أشرف مخلوقات بوده است. دانشمندان اگرچه در علوم مادی توانسته اند مسائل مربوط به جسم آدمی را تاحدودی کشف کنند، اما مسائلی مانند فطرت که مرتبط با روح بوده است، همیشه در هاله ای از ابهام مانده است و حس کنجکاوی بشر، همیشه در حال جستجو در ابعاد آن بوده است. بازشناسی این موضوع بعنوان امّ المعارف اسلامی و نزول دین بر طبق این گوهر شریف، ما را به غور در این بحث فرا خوانده است. فطرت، سرشت خاص انسانی و نوعی هدایت تکوینی خداوند در دو ساحت ادراک و احساس است. تمایز انسان از سایر جانداران بسبب آفرینش ویژه اش در این دو قلمرو بوده است. بر این اساس فطرت دارای دو قلمرو معرفت و گرایش بوده است که از اولی به فطرت عقل و از دومی به فطرت قلب یاد شده است. فطرت ادراکی یا بینشی اساس و پایه دستگاه معرفتی انسان را تشکیل داده است و هرگونه علم و معرفت برای بشر بدون آن تحقق نمی یابد. گرچه فطرت ادراکی در حکمت متعالیه بدین عنوان ذکر نشده است، ولی در مباحث معرفت شناسانه از آن زیاد یاد شده است. در این نوشتار به انواع فطرت ادراکی و معانی آن پرداخته شده است، سپس در مورد ملاک فطری بودن آن از منظر حکمت متعالیه، کاوش شده است و به مصادیقی از آن اشاره شده است. واژگان کلیدی: فطرت ، فطرت ادراکی ، فطرت عقل ، حکمت متعالیه.